الشيخ يد الله الدوزدوزاني التبريزي

45

خمس در عصر پيامبر (ص) و پاسخ به برخى شبهات (فارسى)

پس روايت شاهد بسيار خوبى است كه در زمان نبى اكرم ( ص ) خمس از غير غنائم هم دريافت مىشده ، و غنيمت داراى مفهومى مطلق است كه معدن هم يكى از مصاديق آن مىباشد . روايت سوم : احمد بن حنبل از انس بن مالك نقل كرده است : « قال : خرجنا مع رسول الله ( ص ) إلى خيبر فدخل صاحب لنا إلى خربة يقضي حاجته فتناول لبنة ليستطيب بها فانهارت عليه تِبراً فأخذها فأتى بها النبيّ ( ص ) فأخبره بذلك . قال : زنها . فوزنها فإذا مائتا درهم . فقال النبي : هذا ركاز ، وفيه الخمس » « 1 » يعنى با رسول خدا ( ص ) به سوى خيبر خارج شديم . يكى از همراهان به قصد قضاى حاجت به خرابه‌اى رفت . براى تطهير خشتى را برداشت كه ناگاه تبرى بر او فرو ريخت . آن را به نزد رسول خدا آورد . حضرت به او فرمودند آن را وزن كن . مقدار آن دويست درهم بود . نبى اكرم فرمود : اين ركاز است و خمس دارد . تبر - به كسر تاء و سكون باء - قطعه طلا و نقره را مىگويند ، قبل از آن‌كه ضرب سكه يا تبديل به زينت شده باشد . اين تعبير گاهى در مورد قطعات غير طلا و نقره از ديگر معدنيات هم به كار مىرود . روايت چهارم : در مسند احمد آمده است : « إن رجلًا من مُزَينَة سأل رسول الله مسائل جاء فيها : فالكنز نجده في الخرب والآرام ؟ فقال رسول الله ( ص ) : فيه وفي الركاز الخمس » « 2 » يعنى فردى از قبيله مزينة از رسول خدا سؤالاتى كرد ؛ از جمله

--> ( 1 ) - مسند احمد : ج 3 ، ص 128 ؛ و مجمع الزوائد : ج 3 ، ص 77 ، باب فى الركاز والمعادن ؛ و مغازى الواقدى : ص 682 ( 2 ) - مسند احمد : ج 2 ، ص 186 و 202 و 207 ، باب الكنز تجده فى الخرب وآلآرام . ا ين روايت به هفت طريق نقل شده كه عبارتند از انس بن مالك ، عبادة بن صامت ، جابر بن عبدالله ( به صورت مرسل ) ، ابن عباس ، عبدالله بن عمرو ، و عمرو بن عوف المزنّى . اين روايت هم‌چنين در سنن ترمذى : ج 1 ، ص 219 ، باب لقطه از كتاب الزكاة نقل شده است .